
کلاسهای جادو را کنار بگذارید؛ جایی که هری پاتر واقعاً روی لبه خطر زندگی میکرد، زمین کوییدیچ بود. توپهای بلادر که بیرحمانه به بازیکنان حمله میکردند، شکار اسنیچ در آخرین ثانیهها و مسابقههایی با چنان بار احساسی سنگین که هر بازی شبیه نبردی مرگوزندگی به نظر میرسید. کوییدیچ پرسرعت، خشن و اغلب ناعادلانه است؛ و دقیقاً به همین دلیل، تماشای آن برای طرفداران دنیای هری پاتر جذابیتی توقفناپذیر دارد.
هری کوییدیچ را شخصی بازی میکند، چون واقعاً برایش شخصی است. او در سال اول تحصیلش وارد تیم گریفیندور میشود و عنوان جوانترین جوینده صد سال اخیر هاگوارتز را به دست میآورد؛ عنوانی که فقط یک شعار تبلیغاتی نیست و هری بارها آن را ثابت میکند. با این حال، او به دلایل مختلف – از غشکردن وسط هوا و شکستن استخوانها گرفته تا حمله دیمنتورها و یک محرومیت کاملاً کینهتوزانه از سوی دولورس آمبریج – بخش بزرگی از مسابقات را از دست میدهد.
در مجموع، هری فقط ۹ مسابقه کوییدیچ انجام میدهد، اما همین تعداد محدود، روایتی کامل از رشد شخصیتی او، روابطش با دوستانش و آشوب همیشگی ورزش در هاگوارتز ارائه میدهد. در ادامه، این ۹ مسابقه را از ضعیفترین تا افسانهایترین رتبهبندی میکنیم.
رتبه ۹: گریفیندور مقابل هافلپاف – شاهزاده دورگه
بدترین روز دوران کاپیتانی هری، بدون هیچ رقابتی. پس از مسمومیت خطرناک ران و بستری شدن او در درمانگاه، هری ناچار میشود کورمک مکلاگن را بهعنوان دروازهبان انتخاب کند؛ تصمیمی که تقریباً از همان لحظه اول به فاجعه ختم میشود. مکلاگن خود را مربی تیم میداند، مدام از جایگاهش خارج میشود و حتی چوبدست ضربهزن یکی از بیتزنها را میقاپد.
نتیجه؟ یک ضربه مستقیم و سنگین به سر هری که او را بیهوش میکند. هری بار دیگر در درمانگاه چشم باز میکند، بدون اینکه حتی بداند نتیجه بازی چه شده، و بعد میفهمد گریفیندور شکست خورده است. این مسابقه در فصلی برگزار میشود که بهدلیل مرگ دامبلدور ناتمام میماند و حالوهوای آشفته آن کاملاً با این شکست همخوانی دارد. شروعی فاجعهبار و پایانی تلخ.
رتبه ۸: گریفیندور مقابل اسلیترین – محفل ققنوس
تنها مسابقهای که هری در آن سال اجازه بازی پیدا میکند، به شکلی عجیب هم یک پیروزی است و هم پایان دوران کوییدیچ او. هری اسنیچ را میگیرد، اسلیترین کنترلش را از دست میدهد و دراکو مالفوی با زشتترین توهینها آتش درگیری را شعلهور میکند. زد و خوردی تمامعیار در زمین شکل میگیرد.
دولورس آمبریج که حالا قدرت کامل دارد و بهدنبال بهانه است، فوراً حکم میدهد: محرومیت مادامالعمر هری، فرد و جورج از کوییدیچ. گریفیندور برنده بازی میشود، اما هیچکس فرصت جشن گرفتن ندارد؛ چون قهرمانانش همان لحظه از ورزش محبوبشان حذف میشوند.
رتبه ۷: گریفیندور مقابل هافلپاف – زندانی آزکابان
این مسابقه اصلاً قرار نبود اولین بازی فصل باشد. اسلیترین با بهانهجویی دراکو درباره آسیبدیدگیاش از باکبیک، بازی افتتاحیه را عقب میاندازد و گریفیندور ناچار میشود در شرایطی نامساعد مقابل هافلپاف قرار بگیرد.
طوفان شدید دید را به حداقل میرساند، هری و سدریک دیگوری بهسختی اسنیچ را میبینند و ناگهان دیمنتورها وارد زمین میشوند. هری در هوا بیهوش میشود، از جارویش سقوط میکند و نیمبوس ۲۰۰۰ او بهوسیله درخت بید کتکزن نابود میشود. ترکیبی از آبوهوای فاجعهبار و فضای روانی سنگین که به شکستی دردناک ختم میشود.
رتبه ۶: گریفیندور مقابل اسلیترین – تالار اسرار
اولین رویارویی واقعی هری و دراکو در زمین مسابقه. همهچیز میتوانست هیجانانگیز باشد، اما یک بلادر نفرینشده تمام تمرکزش را روی شکستن سر هری میگذارد. بعداً مشخص میشود دابی این بلا را سر هری آورده تا او را از خطر دور کند؛ روشی که چندان موفق نیست.
بلادر دست هری را میشکند، اما نه قبل از آنکه او اسنیچ را بگیرد و بازی را ببرد. سپس نوبت به گیلدروی لاکهارت میرسد که با «درمان» افتضاحش تمام استخوانهای دست هری را ناپدید میکند. بردی که بیشتر شبیه یک فیلم ترسناک است.
رتبه ۵: گریفیندور مقابل ریونکلا – زندانی آزکابان
تنها مسابقه هری مقابل ریونکلا در کل دوران تحصیلش؛ نکتهای که به شکل عجیبی در ذهن طرفداران میماند. پس از فاجعه بازی با هافلپاف، گریفیندور برای ماندن در رقابت جام به این برد نیاز دارد. این آخرین فرصت الیور وود برای کسب جام است.
هری با جاروی جدیدش، فایربولت، وارد میدان میشود و در رقابتی مستقیم، از چو چانگ پیشی میگیرد و اسنیچ را شکار میکند. سریع، تمیز و کاملاً حرفهای. نکته عجیب اینکه این مسابقه هرگز به نسخه سینمایی راه پیدا نکرد.
رتبه ۴: گریفیندور مقابل هافلپاف – سنگ جادو
دومین مسابقه عمر هری، با فشار روانی بیشتر از حد انتظار. دراکو مدام تکرار میکند که موفقیت قبلی هری فقط شانسی بوده و اسنیپ هم داور مسابقه است. هری تصمیم میگیرد بحث را خیلی زود تمام کند.
او اسنیچ را خیلی زود پیدا میکند و مسابقه را در حدود پنج دقیقه به پایان میرساند. با وجود قضاوتهای بحثبرانگیز و فضای سنگین، این برد یک پیام روشن دارد: هری اتفاقی نیست.
رتبه ۳: گریفیندور مقابل اسلیترین – شاهزاده دورگه
آخرین باری که هری مقابل اسلیترین بازی میکند و همهچیز بینقص پیش میرود. هری کاپیتان است، ران پس از فصل قبل با اعتمادبهنفس کامل درون دروازه میایستد و تصور میکند تحت تأثیر فلیکس فلیسیس قرار دارد؛ در حالی که این فقط یک اثر تلقینی است.
اما همین تلقین کافی است. ران همه توپها را مهار میکند، اسلیترین کاملاً از هم میپاشد و گریفیندور نمایشی مقتدرانه ارائه میدهد؛ تیمی که شکستناپذیر به نظر میرسد.
رتبه ۲: گریفیندور مقابل اسلیترین – سنگ جادو
اولین مسابقه رسمی هری و نقطه تولد یک افسانه. دراکو هنوز عضو تیم نیست، اما از حاشیهسازی دست برنمیدارد. در همین حین، کسی از سکوها جاروی هری را نفرین میکند. هرماینی در زمین مشکل را حل میکند و هری در آسمان کار را تمام.
او اسنیچ را با دهانش میگیرد؛ صحنهای که برای همیشه در تاریخ کوییدیچ هاگوارتز ثبت میشود. گریفیندور بازی را میبرد، حتی اگر در پایان فصل جام به اسلیترین برسد.
رتبه ۱: گریفیندور مقابل اسلیترین – زندانی آزکابان
بهترین مسابقه کوییدیچ دوران هری و تنها فینال واقعی او. برنده این بازی جام را میبرد، اما گریفیندور باید بیش از ۵۰ امتیاز اختلاف ایجاد کند. این یعنی هری نمیتواند فوراً اسنیچ را بگیرد.
او دراکو را زیر نظر میگیرد، اجازه میدهد تیمش امتیاز جمع کند و در لحظهای دقیق، اسنیچ را شکار میکند. گریفیندور پس از سالها جام را میبرد و هری تنها فصلی را که بدون غیبت بازی کرده، با شکوه به پایان میرساند. پایانی بینقص برای یک فصل بینقص.



