
هشدار: این مطلب حاوی اسپویل کامل از قسمت هفتم فصل دوم سریال «Fallout» است.
اگر هنوز فکر میکنید سریال «فالاوت» یکی از انساندوستانهترین آثار در حال پخش است، قسمت هفتم فصل دوم احتمالاً این تصور را کاملاً از بین میبرد. این اپیزود بخش قابلتوجهی از داستان خود را به رابطه پیچیده میان لوسی مکلین و پدر گمشدهاش، هنک، اختصاص میدهد؛ رابطهای که البته در دنیای آخرالزمانی Fallout هیچگاه نمیتواند واقعاً گرم و صمیمی باشد.
لوسی پس از تجربه مستقیم تراشههای کنترل ذهن در قسمت قبل — که ثابت میکند هنک بسیار خطرناکتر از آن چیزی است که تصور میکرد — در قسمت هفتم با یک دوراهی اخلاقی جدی روبهرو میشود. از یک سو، او بهخوبی میداند سلب اختیار انسانها عملی غیرانسانی و نادرست است؛ اما از سوی دیگر، نمیتواند منکر نتایج این اقدام شود. فعال شدن این تراشهها مانع درگیری خونین میان گروههای رقیب در مقر والتتک میشود و در مقایسه با گزینه جایگزین، یعنی قتلعام و بردهداری توسط لژیون، ظاهراً هزینه کمتری دارد.
همین پرسشهای اخلاقی، لوسی را قدمبهقدم به مهمترین تصمیم فصل دوم میرساند: پیوستن به پدرش یا تحویل دادن او به عدالت، همان هدفی که از ابتدا دنبال میکرد.
لوسی نشان میدهد وقتی تصمیمی میگیرد، تا پایان پای آن میایستد. در جریان یک شام آرام و ظاهراً بیاهمیت، او هنک را به احساس امنیت میرساند، سپس ناگهان او را به اجاق گاز دستبند میزند و میگریزد تا به سراغ مینفریم برود؛ سیستمی که نابودی آن میتواند به تمام این جنایتها پایان دهد.
تضاد دیدگاه لوسی و هنک؛ محور اصلی سریال Fallout
با وجود تمام عناصر عجیب و خشونتبار دنیای فالاوت — از درپوش بطریها و غولهای جهشیافته گرفته تا غولهای رادیواکتیوی — قلب تپنده این سریال همواره تقابل دیدگاههای لوسی و هنک بوده است.
در فصل دوم، این تضاد اهمیت بیشتری پیدا میکند. لوسی در برابر هر خطری که سرزمین ویرانشده پیش پایش میگذارد، از اصول اخلاقی خود عقبنشینی نمیکند؛ حتی شخصیت خشن و بیرحمی مانند «غول» با بازی والتون گاگینز نیز نمیتواند باورهای او را متزلزل کند. تنها کسی که تا مرز تغییر دادن او پیش میرود، پدرش است.
در نقطهای حساس، چنین به نظر میرسد که لوسی سرانجام تسلیم میشود؛ حتی لباس معروف پناهگاه را کنار میگذارد و پیراهن زردی به تن میکند که یادآور روزهای خوش کودکیاش است. اما همهچیز زمانی تغییر میکند که خدمتکاری تحت کنترل ذهن هنک برای آنها آب میریزد. لوسی متوجه میشود این فرد همان سرباز جمهوری کالیفرنیای جدید است که او و «غول» در قسمت چهارم با او روبهرو شده بودند.
این لحظه برای لوسی تعیینکننده است؛ حتی بیگناهترین انسانهای سطح زمین نیز از وسواس بیمارگونه هنک برای «نجات دنیا» در امان نیستند. همین کشف، آخرین تردید او را از بین میبرد.
پایان شوکهکننده قسمت هفتم فصل دوم Fallout
اما فالاوت هرگز اجازه نمیدهد پیروزیها شیرین باقی بمانند. درست زمانی که لوسی به اصول اخلاقی خود وفادار میماند، داستان ضربهای سنگین وارد میکند.
پس از نفوذ به خزانه محافظتشده مینفریم، لوسی با صحنهای هولناک روبهرو میشود: سری جداشده از بدن که با سیمهای برق و لولههای تنفسی زنده نگه داشته شده است.
موضوع زمانی ترسناکتر میشود که مشخص میگردد این سر متعلق به دایان ولش است؛ سیاستمداری که در فلشبکهای فصل، یکی از معدود مخالفان قدرتمند شرکتهای فناوری و مدیران پشتپرده جهان پیش از انفجارها بود. ولش پیشتر به کوپر هاوارد گفته بود که میتواند جلسهای با رئیسجمهور آمریکا ترتیب دهد و دستگاه همجوشی سرد را در اختیار بگیرد، اما اکنون تنها چیزی که از او باقی مانده، همین سر زندهشده است.
این افشاگری، لوسی را با حقیقتی هولناک روبهرو میکند: فساد والتتک و پدرش ظاهراً هیچ حد و مرزی ندارد.
قسمت پایانی فصل دوم سریال «Fallout» روز سهشنبه ۳ فوریه ۲۰۲۶ از سرویس پرایم ویدئو پخش خواهد شد؛ اپیزودی که قرار است سرنوشت لوسی، هنک و آینده این دنیای ویرانشده را مشخص کند.



