اخبار فیلم و سریال

فاش‌شدن رازهای تاریک استف در قسمت هفتم «فال‌اوت»؛ از اردوگاه کانادا تا پناهگاه 32!

هشدار: این مقاله به جزئیات اصلی قسمت هفتم فصل دوم سریال «فالاوت» می‌پردازد.

از میان تمام انتخاب‌های خلاقانه‌ای که از ابتدا «فالاوت» را در مسیر موفقیت قرار داد، مانند روایت داستانی اصلی به جای اقتباس مستقیم از بازی‌ها، یا استفاده از فلش‌بک‌ها برای غنی‌سازی دنیای داستان، یکی از بهترین‌های آن، تمرکز بر گستره وسیعی از شخصیت‌های فرعی است.

اگرچه داستان عمدتاً حول سه شخصیت اصلی «لوسی مک‌لین» (با بازی الا پرنل)، «آدم‌خوازه» (با بازی والتون گوگینز) و «ماکسیموس» (با بازی آرون موتن) می‌چرخد، اما هر قسمت به‌گونه‌ای ساخته شده که داستانی گسترده‌تر را میان سطح زمین، پناهگاه‌های زیرزمینی و روابط پیچیده «باشگاه فولاد» روایت کند.

قسمت هفتم با عنوان «تحویل»، این رویکرد را حتی فراتر می‌برد. این قسمت با فلش‌بکی به «استفانی هارپر» تک‌چشم (با بازی آنابل اوهاگان) آغاز می‌شود و بخش عمده‌ای از آن را در کنار او پیش می‌رود. در این روند، بینندگان سرانجام پیشینه و داستان اصیل یکی از غیرمنتظره‌ترین چهره‌های سریال را از نزدیک می‌بینند.

گذشته تاریک استف؛ از مرز تا پناهگاه

معلوم می‌شود که اصالت کانادایی استف، کم‌ترازین مشکل اوست. در هفته‌های گذشته، مجموعه نشان داده که این ساکن به ظاهر شاد پناهگاه، روی خشن و بیرحمی نیز دارد؛ از رسیدنش به مقام «اوورسی» (و جنگ سرد پس از آن با «بتى» همتای اوورسی، با بازی لزلی اگزمس) تا حکمرانی ترسناکش بر «چت» بیچاره (با بازی دیو رجیستر). اما چه عاملی می‌تواند انگیزه‌های پیچیده درون او را توضیح دهد؟

پاسخ در گذشته‌ای جنگ‌زده و غریزه بقایی نهفته است که تا مرز مرگ تیز شده است. سرانجام به اندازه کافی می‌فهمیم که چه چیزی استف را به اینجا کشانده، و نتیجه به طرز هشداردهنده‌ای روشنگر است.

فلش‌بکی که وحشت را روایت می‌کند

صحنه فلش‌بک استف یکی از دلخراش‌ترین صحنه‌های «فالاوت» تا به امروز است. مردمی که سعی می‌کنند از کانادا فرار کنند و خود را به مرزهای امن‌تر ایالات متحده برسانند؟ اگر تا پیش از این واضح نبود که «فالاوت» داستانی طنزآمیز و وارونه‌کننده واقعیت است، اکنون کاملاً روشن می‌شود. این سکانس که قسمت هفتم با آن آغاز می‌شود، هم آشوب‌زده و هم به غایت هولناک است.

استف در حالی که برای روزش آماده می‌شود، به یاد فرارش از اردوگاه بازداشت در «اورانیوم سیتی، ساسکاچوان» می‌افتد؛ فراری که وقتی هم‌راه بی‌نامش (که ظاهراً مادرش است) در جریان آن زخمی مرگبار می‌شود، با شکست مواجه می‌شود. استفِ جوان هراسان اما مصمم، سفرش به سمت جنوب را ادامه می‌دهد و یک توصیه جدایی را در اعماق وجودش حک می‌کند: «اگر مجبوری به مردم آسیب بزنی، خدا تو را قضاوت نخواهد کرد. به آن‌ها به چشم انسان نگاه نکن. به آن‌ها به چشم آمریکایی نگاه کن.»

این اشاره به الحاق خشن کانادا، که در بازی‌های مختلف سری هم به آن پرداخته شده، وزن زیادی به پیشینه استف می‌بخشد. فرار دلخراش او و اقدامات مرگباری که بعداً مرتکب می‌شود، به وضوح اشاره به فجایع غیرقابل تصوری دارد که در اسارت متحمل شده است.

شاید گفتن این که این فلش‌بک او را «انسان‌گونه» نشان می‌دهد کمی اغراق باشد، با توجه به رفتارهای روزافزون نامتعادلش که تا داستان زمان حال (از جمله تهدید به قطع آب یک پناهگاه کامل) ادامه یافته، اما بی‌شک ابعاد تازه‌ای به شخصیتی می‌افزاید که پیش از این ممکن بود تک‌بعدی به نظر برسد.

این قسمت سپس به ماجرای جاری او به عنوان اوورسی در پناهگاه ۳۲ می‌پردازد، اما یک بار دیگر هم او را در گذشته می‌بینیم: در جایی که هیچ‌کس جز «کوپر هاوارد» در لاس‌وگاس به او برمی‌خورد و ناخواسته مسیر را برای پیوستنش به «والو-تک» هموار می‌کند.

آینده‌ای در آستانه فروپاشی

اگر مثالی کلاسیک از «عاقبت کار به جا» وجود داشته باشد، دقیقاً همین است. تا این نقطه از فصل، استف عمدتاً در حاشیه رویدادهای اصلی باقی مانده بود، حتی اگر کاملاً آشکار بود که چیزی در او «درست» نیست. اکنون این وضع برای همیشه تغییر می‌کند. افشای غافلگیرکننده هفته گذشته در مورد قصد او برای ازدواج با «چت» اسیر (بدون این که حتی او را در جریان بگذارد، البته!) در این قسمت با خود مراسم ازدواج جایگزین می‌شود… مراسمی که طبق برنامه پیش نمی‌رود.

با انباشت شواهد علیه او، از ناپدید شدن مشکوک «وودی» (با بازی زک چری) گرفته تا جعبه قفل مرموز «هانک» که «بتى» را برای به دست آوردنش تحت فشار قرار داده، موقعیت استف در جامعه پناهگاه هنگامی فرو می‌ریزد که چت در یک حرکت نهایی، سعی می‌کند خود را از این شرایط غیرقابل تحرر رها کند.

در حضور چندین شاهد، داماد آینده جسورانه پرده از رازها برمی‌دارد: استف ممکن است وودی را به خاطر کنجکاوی‌اش زخمی (یا حتی کشته) باشد، او ۲۰۰ سال پیش در گذشته به دنیا آمده، و از همه بدتر… او یک کانادایی است.

بدون هیچ راه چاره دیگری، استف می‌گریزد و خود را در دفترش حبس می‌کند – فراری که آشکارا با فرار او در ابتدای قسمت موازی است. حالا که تمام رازهای کثیف او در برابر همگان فاش شده، به سختی می‌توان تصور کرد چه گام بعدی را برخواهد داشت. اما حیوانات وقتی در تنگنا قرار گیرند، خطرناک‌ترین حالت را دارند. پس باید منتظر فشفشه‌های بیشتری بود.

قسمت پایانی فصل دوم «فالاوت» روز سه‌شنبه، ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۷ فوریه ۲۰۲۶) در پرایم ویدئو منتشر خواهد شد.

نمایش بیشتر
نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا