هالیوود جای عجیبی است؛ جایی که هیچوقت نمیتوان پیشبینی کرد چه کسی ممکن است در یک پروژه ظاهر شود — بهویژه اگر آن پروژه انیمیشنی باشد. استفاده از صداپیشگان سرشناس تقریباً به یک روند عادی در بسیاری از فیلمهای انیمیشن تبدیل شده است، و این اتفاق همچنان ادامه دارد چون مخاطبان از شنیدن صدای بازیگران محبوبشان در هر قالبی لذت میبرند. اما آیا میدانستید که «آزی آزبورن» و «هالک هوگان» واقعاً در یک انیمیشن تصادفی با هم نقشآفرینی کردهاند؟
اگر متعجب شدید، تنها نیستید؛ چون احتمالاً بیشتر مردم این روزها زیاد به انیمیشن «گنومئو و ژولیت» (Gnomeo & Juliet) فکر نمیکنند. اما در سال ۲۰۱۱، این اقتباس عجیب و کوچک از آثار شکسپیر توانست عملکرد نسبتاً موفقی در گیشه داشته باشد.
«گنومئو و ژولیت» یکی از اقتباسهای غیرمعمول از تراژدی معروف ویلیام شکسپیر، «رومئو و ژولیت» است؛ با صداپیشگی «جیمز مکآووی» و «امیلی بلانت» در نقشهای اصلی. بهجای خانوادههای مونتِگیو و کاپولت، در این نسخه با دو خانوادهی بلوبری و ردبریک مواجهیم. درست مانند نسخه اصلی، یک پسر (یا بهتر بگوییم، یک «گنوم») و یک دختر (یا شاید «گنومن»؟) وارد رابطهای عاشقانه اما ناممکن میشوند. با این حال، برخلاف پایان تلخ نسخه شکسپیری، این انیمیشن با چند چرخش هوشمندانه در روایت، پایانی شیرینتر برای این زوج رقم میزند.
آزی آزبورن و هالک هوگان از بازیگران اصلی داستان نیستند، اما آزبورن نقش نسبتاً پررنگی بهعنوان یکی از ضدقهرمانهای فرعی ایفا میکند. او به شخصیت شرور «فان» (Fawn) جان میبخشد که در کنار «تایبالت» با صدای «جیسون استاتهام» قرار دارد. در سوی دیگر، هوگان صدای گویندهی یک تبلیغ تلویزیونی برای دستگاه چمنزن «ترافیرمیناتور» را بر عهده دارد؛ دستگاهی که در اوج داستان تنش زیادی ایجاد میکند.
نقشهای آزی و هالک در «گنومئو و ژولیت» با چهره عمومیشان هماهنگ است
در سراسر فیلم، شخصیت «فان» که با صدای آزی آزبورن جان گرفته، در نقش مشوق و همراه «تایبالت» ظاهر میشود؛ کسی که همیشه با دوستان گنومئو درگیر است. اینکه آزبورن نقش یک مجسمه کوچک گوزن را بازی میکند، خود یکی از شوخیهای اصلی داستان است. این نوع شوخیها، در دوران متأخر فعالیت هنری آزی – که به «شاهزاده تاریکی» شهرت داشت – رایج شده بود. آزبورن بهعنوان خواننده اصلی گروه افسانهای «بلک سبت»، یک اسطوره موسیقی متال بود. اما در دهه ۲۰۰۰ و پس از آن، بیشتر جنبه طنزآمیز شخصیتش را به نمایش گذاشت و مخاطبان توانستند با او ورای ماجراهایی همچون «گاز گرفتن خفاش» آشنا شوند. آن شوخطبعی تیز هنوز در او وجود دارد و در شخصیت «فان» نیز با ترکیبی از تهدید و طنز دیده میشود.
اما نقش هالک هوگان نیز در قالب صدای تبلیغاتی یک چمنزن خشن، کاملاً با برند «هالکامانیا» (Hulkamania) در دهه ۲۰۱۰ همخوانی دارد. بله، هوگان یک چهره افسانهای در دنیای کشتی حرفهای و عضوی از تالار مشاهیر WWE بود؛ و همچنین یکی از شناختهشدهترین شخصیتهای عامهپسند فرهنگ پاپ. اما او از همان ابتدا یکی از نمونههای اولیهی «شخصیت بهمثابه برند» محسوب میشد.
کسی که مجموعههای ورزشی هالکامانیا یا «میکسر تندر هالک هوگان» را میفروخت. بنابراین شنیدن صدای او بهعنوان گوینده دستگاهی تهدیدآمیز که یکی از شخصیتهای اصلی را به خطر میاندازد، انتخابی جالب و خندهدار از سوی تیم سازنده بود. این همان کسی بود که صدای خود را برای هر چیزی قرض میداد، و انتخاب او در اینجا کاملاً منطقی به نظر میرسد.
شکسپیر، هالک هوگان و آزی آزبورن؛ ترکیبی عجیب اما جالب
«گنومئو و ژولیت» ترکیبی عجیب از صداپیشگان دارد، اما همه آنها کاملاً با فضای فیلم همراهی کردهاند. در دنیای انیمیشنهای خانوادگی جریان اصلی، این سطح از همخوانی و هماهنگی میان بازیگران همیشه پیدا نمیشود. انتخاب آزی آزبورن و هالک هوگان برای این پروژه، بهخوبی نشان میدهد که آنها در آن مقطع از زندگی حرفهایشان دقیقاً در چه مرحلهای قرار داشتند.
چه کسی فکرش را میکرد که شکسپیر، از بین همه چیز، بتواند چنین درسی به ما بدهد؟