
در ابتدای «شوالیه هفت پادشاهی» ــ جدیدترین اسپینآف و پیشدرآمد دنیای «بازی تاجوتخت» ــ با دانکن آشنا میشویم؛ یک شوالیهکارآموز و آموزشگر سیار که پیتر کلافی نقش او را بازی میکند. پس از مرگ استادش، که شوالیهای رسمی از هفت قلمرو بوده، دانکن تصمیم میگیرد بهتنهایی به سفرش ادامه دهد. در یکی از همین شبهای سرنوشتساز، او با پسربچهای جوان روبهرو میشود که خودش را فقط «اِگ» معرفی میکند (با بازی دکستر سول آنسل) و اصرار دارد شاگرد دانکن شود.
دانکن ابتدا تردید دارد؛ شوالیههای آماتور زندگی سخت و نامطمئنی دارند و مسئولیت شاگرد هم کار سادهای نیست. با این حال، در نهایت درخواست پسرک را میپذیرد.
اما «اِگ» یک شاگرد معمولی نیست. در لحظات پایانی قسمت سوم، «آموزگار شوالیه»، مشخص میشود که او در واقع اِیگان تارگرین است؛ پسر شاهزاده مایکَر تارگرین (سام اسپروئل) و برادر کوچکتر دِرِن و آریون (با بازی هنری اشتون و فین بنت). این راز زمانی فاش میشود که آریون بهطور علنی دانکن و معشوقهاش تانسل (تانزین کرافورد)، هنرمند و عروسکگردان، را تحقیر میکند و اگ با تکیه بر جایگاه سلطنتی خود او را وادار به توقف میکند.
این افشاگری برای دانکن به همان اندازه شوکهکننده است که برای مخاطبان؛ مگر آنکه پیشتر داستانهای کوتاه جورج آر. آر. مارتین با عنوان «حکایتهای دانک و اِگ» را خوانده باشید. اگر با این مجموعه یا کتاب «آتش و خون» (منبع اقتباس سریال «خانه اژدها») آشنا نیستید، ممکن است در ادامه با اسپویل کتابی روبهرو شوید. با این حال، در ادامه هرآنچه لازم است درباره اِگ ــ یا همان اِیگان ــ بدانید مرور میکنیم.
اِگ؛ شخصیتی که نامش در «بازی تاجوتخت» هم شنیده شد
پس از دوران شاگردی در کنار دانکن، زندگی اِگ مسیر ویژهای پیدا میکند (برای حفظ جذابیت سریال، جزئیات داستانهای کوتاه فاش نمیشود). در سریال تنها دو برادر او را میبینیم، اما در واقع اِگ سه برادر دارد؛ یکی از آنها آئمون است که به نگهبانان شب میپیوندد.
اگر «بازی تاجوتخت» را دیده باشید، حتماً استاد آئمون را به یاد دارید؛ پیرمرد دانا و مهربانی که در قلعه بلک، راهنمای جان اسنو و سم تارلی بود و مرحوم پیتر واگن نقش او را بازی میکرد. هنگام مرگ آئمون در «بازی تاجوتخت»، آخرین کلماتش اشارهای تلخ و احساسی به برادر کوچکترش دارد:
«اِگ؟ خواب دیدم پیر شدهام.»
اِگ در نهایت به پادشاهی میرسد و لقبی خاص پیدا میکند: «اِیگان غیرمنتظره». دلیلش هم روشن است؛ او چهارمین پسر پدرش بود و تقریباً هیچکس تصور نمیکرد روزی به تخت آهنین وستروس برسد. (جالب اینکه خود مایکَر، پدرش، نیز چهارمین پسر بود که برخلاف انتظار پادشاه شد.)
پس از مرگ مایکَر، هر دو برادر بزرگتر اِگ از دنیا رفتهاند و وارثان آنها هنوز کودکاند. از سوی دیگر، آئمون با پیوستن به نگهبانان شب سوگند خورده بود که هرگز تاج بر سر نگذارد. در نتیجه، شورا راهی جز انتخاب اِگ ندارد و او با نام اِیگان پنجم تارگرین پادشاه وستروس میشود.
این نام و میراث، نسلها بعد به یکی از نوادگان او میرسد؛ کسی که آخرین وارث این دودمان طولانی و وارث حقیقی تخت آهنین به شمار میرفت. با این تفاوت که او بیشتر عمرش از اصلونسب واقعیاش بیخبر بود و با نامی دیگر بزرگ شد: جان اسنو.
اِگ و تعریف متفاوتی از تارگرینها
اگرچه دوران سلطنت اِیگان پنجم با تراژدی پایان مییابد، اما همان مهربانی و انساندوستیای که در کودکیِ اِگ میبینیم، در شخصیت پادشاه او هم حضور دارد. دکستر سول آنسل با بازی قابلتوجهش ــ که پیشتر در «بازیهای گرسنگی: ترانه پرندگان آوازخوان و مارها» در نقش نسخه جوان کورولانیوس اسنو دیده بودیم ــ بهخوبی قلب و معصومیت این شخصیت را به تصویر میکشد.
با وجود تلاشهای دانکن برای منصرف کردن اِگ از شاگردی، این پسر باهوش و کنجکاو دستبردار نیست و در قسمت «آموزگار شوالیه» بهوضوح میبینیم که رابطهای عمیق و صمیمی میان آنها شکل میگیرد.
البته یک مشکل اساسی وجود دارد: اِگ یک شاهزاده است و از نظر جایگاه اجتماعی، نباید شاگرد شوالیهای گمنام و بیوابسته به خاندانهای بزرگ باشد. احتمال دارد شاهزاده مایکَر خیلی زود وارد ماجرا شود و پسرش را از این زندگی سخت و «پایینرتبه» دور کند. با این حال، با توجه به اینکه چندین رمان بر ماجراجوییهای مشترک دانکن و اِگ تمرکز دارند، راهی برای ادامه این همراهی وجود خواهد داشت.
در نهایت، «شوالیهای از هفت پادشاهی» اقتباسی است که حالوهوایی شبیه یک داستان رفاقتی (Buddy Story) دارد؛ داستان دو همراه که یکیشان، برخلاف انتظار، شاهزادهای پنهان است. و امیدواریم اِگ همچنان در کنار دانکن بماند و این دو، ماجراهای بیشتری را با هم تجربه کنند.





