
تصور کنید یک فیلم ۸۹ دقیقهای را نه یک یا دو بار، بلکه ۲۴ بار پشت سر هم تماشا کنید. این دقیقاً اتفاقی است که در یک چالش سینمایی در نیویورک و لسآنجلس برای فیلم ترسناک «It Ends» ساخته الکساندر اولوم رخ داد؛ تجربهای که نشان داد تماشای مکرر یک اثر میتواند برداشت مخاطب از فیلم را بهطور قابل توجهی تغییر دهد.
چالش عجیب تماشای ۳۶ ساعته «It Ends»
کمپانی نئون برای تبلیغ فیلم «It Ends» یک مسابقه استقامت برگزار کرد. شرکتکنندگان باید از ساعت ۷ عصر جمعه تا ۷ صبح یکشنبه در سالن میماندند و فیلم ۸۹ دقیقهای را هر چند بار که میتوانستند تماشا میکردند. خروج از سالن تنها برای رفتن به دستشویی مجاز بود.
برای این چالش حتی شرایط ویژهای در نظر گرفته شده بود؛ از پتو و خوراکی گرفته تا آب، مسکن و پنکه دستی. شرکتکنندگان همچنین اعتبار ۲۵۰ دلاری برای خرید از بوفه سینما داشتند و در ازای هر دقیقه حضور، ۲۵ سنت دریافت میکردند.
در نهایت گروهی موفق شد رکورد ۲۴ بار تماشای کامل فیلم را ثبت کند. هر یک از اعضای این گروه در مجموع ۱۰۴۰ دلار دریافت کردند.
تماشای یک فیلم برای بیستوچهارمین بار چه تغییری ایجاد میکند؟
جالبترین بخش ماجرا، تأثیری است که تکرار فیلم روی برداشت مخاطبان گذاشت. یکی از شرکتکنندگان گفت که پس از چند بار تماشا، دیگر واکنشش به فیلم مانند دفعه اول نبود و عنصر غافلگیری به تدریج از بین رفت؛ چون میتوانست اتفاقات بعدی را پیشبینی کند.
اما این اتفاق الزاماً به معنای بیارزش شدن فیلم نبود. برعکس، با حذف عنصر غافلگیری، توجه تماشاگر به بخشهای دیگری از اثر معطوف شد؛ از تدوین و فیلمبرداری گرفته تا شخصیتپردازی و جزئیات داستان.
این موضوع با چیزی که در بازبینی آثار سینمایی اتفاق میافتد همخوانی دارد. در تماشای اول معمولاً مخاطب بیشتر درگیر داستان و اتفاقات پیشرو است، اما با دانستن پایان و مسیر روایت، فرصت بیشتری برای توجه به جزئیات فنی و ساختاری پیدا میکند.
وقتی فیلم از سرگرمی به یک تجربه مشترک تبدیل میشود
یکی دیگر از نکات جالب این آزمایش، نقش گروه و تعامل اجتماعی بود. شرکتکنندگان در طول تماشا درباره فیلم حرف میزدند، نظریهپردازی میکردند و حتی دیالوگها را به مرور حفظ کردند.
یکی از آنها توضیح داده بود که در تماشای دوم، بخش زیادی از توجهش به گفتوگو با دوستان و تحلیل فیلم معطوف شده بود و در دفعات سوم تا پنجم، اعضای گروه بعضی دیالوگها را از حفظ میگفتند و حتی همراه شخصیتها در برخی صحنهها میرقصیدند.
به این ترتیب، «It Ends» برای این افراد دیگر صرفاً یک فیلم نبود؛ بلکه به تجربهای جمعی تبدیل شده بود که خودِ تماشاگران نیز بخشی از آن شده بودند.
البته تماشای مداوم بدون عوارض نبود
این تجربه در کنار جنبههای سرگرمکننده، فشار جسمی قابل توجهی هم داشت. یکی از شرکتکنندگان از سردرد شدید صحبت کرده و گفته بود شدت سردرد در حدی بوده که حتی خندیدن برایش دردناک شده است.
خستگی نیز به مرور باعث تغییر واکنش افراد شد. برخی شرکتکنندگان در ساعات پایانی شب به دلیل کمخوابی و فرسودگی، تقریباً به هر چیزی میخندیدند. بنابراین بخشی از رفتارهای آنها در پایان چالش را نمیتوان صرفاً واکنش طبیعی به خود فیلم دانست.
از سوی دیگر، پژوهشهای مرتبط با تماشای افراطی فیلم و سریال نیز نشان میدهند که باید میان تماشای کنترلشده برای سرگرمی و تماشای طولانیمدت که جای خواب، فعالیت بدنی یا زندگی اجتماعی را میگیرد تفاوت قائل شد. شواهد درباره رابطه مستقیم تماشای افراطی با مشکلات روانی نیز بهتنهایی برای اثبات رابطه علت و معلولی کافی نیستند.
چرا فیلمی که پایانش را میدانیم هنوز جذاب است؟
یکی از جذابیتهای بازبینی فیلم این است که مخاطب دیگر مجبور نیست تمام انرژی ذهنی خود را صرف فهمیدن «چه اتفاقی قرار است بیفتد» کند. در نتیجه، توجه میتواند به پرسشهای دیگری منتقل شود:
- کارگردان چگونه یک صحنه را طراحی کرده است؟
- چرا یک شخصیت در لحظهای خاص چنین واکنشی نشان میدهد؟
- تدوین چگونه اطلاعات را در اختیار مخاطب قرار میدهد؟
- موسیقی و صدا چه نقشی در ایجاد تنش دارند؟
- آیا جزئیاتی در پسزمینه وجود دارد که در تماشای اول دیده نشدهاند؟
به همین دلیل است که یک فیلم میتواند در بازبینی دوم یا سوم، حتی معنای متفاوتی برای مخاطب پیدا کند. البته این موضوع با «۲۴ بار تماشای متوالی در ۳۶ ساعت» تفاوت دارد؛ تجربهای که بیشتر یک آزمایش استقامت و رویداد تبلیغاتی محسوب میشود.
آیا ۲۴ بار دیدن یک فیلم واقعاً ارزش دارد؟
احتمالاً برای بیشتر افراد، خیر! این چالش بیشتر یک تجربه تبلیغاتی و اجتماعی متفاوت بود تا روشی منطقی برای تماشای فیلم. با این حال، اتفاقی که برای شرکتکنندگان افتاد یک نکته جالب درباره سینما را نشان میدهد: هرچه اطلاعات بیشتری از یک فیلم داشته باشیم، لزوماً تجربه سینمایی ما سطحیتر نمیشود؛ گاهی اتفاقاً امکان کشف جزئیات بیشتری فراهم میشود.
در مورد «It Ends»، تماشای مکرر باعث شد غافلگیری داستانی جای خود را به توجه بیشتر به ساختار، شخصیتها و جزئیات بصری بدهد. در کنار آن، دوستی میان شرکتکنندگان و گفتوگوهای آنها نیز خود به بخشی از تجربه تبدیل شد.
جمعبندی
رکورد ۲۴ بار تماشای یک فیلم در ۳۶ ساعت بیشتر از آنکه توصیهای برای تماشای افراطی باشد، نمونهای جالب از رابطه پیچیده میان مخاطب و سینماست. یک فیلم در تماشای اول ممکن است شما را با داستانش غافلگیر کند؛ اما در بازبینیهای بعدی، فرصت پیدا میکنید چیزهایی را ببینید که بار اول اصلاً متوجه آنها نشده بودید.
البته این تجربه یک هشدار هم دارد: خواب و سلامت جسمی نباید فدای سرگرمی شوند. حتی اگر فیلم مورد علاقهتان باشد، ۲۴ بار تماشای متوالی قطعاً تجربهای بسیار متفاوت از یک بازبینی معمولی است.
تماس با سردبیر
برای ارسال انتقادات، پیشنهادات و شکایات خود، میتوانید با ایمیل سردبیر در ارتباط باشید.
سعی میکنیم در سریعترین زمان ممکن به پیامهای شما پاسخ دهیم.



