معرفی فیلم و سریال

معرفی 6 فیلم علمی-تخیلی برتر 2026 (تا اینجای سال)

سال ۲۰۲۶ برای طرفداران سینمای علمی-تخیلی سال پرباری بوده است. از فیلم‌های پرستاره و پرهزینه گرفته تا آثار مستقل و جسورانه، امسال تنوع و کیفیت قابل توجهی را در این ژانر شاهد بوده‌ایم. بدیهی است «پروژه هیل ماری» با بازی رایان گاسلینگ یکی از شاخص‌ترین آثار بوده، اما فیلم‌های دیگری هم هستند که شایسته توجه ویژه هستند. در این مقاله به معرفی ۶ فیلم علمی-تخیلی برتر سال ۲۰۲۶ می‌پردازیم؛ از انیمیشن عمیق «هاپرز» پیکسار گرفته تا تمثیل اجتماعی تأمل‌برانگیز «مورب». اگر به دنبال بهترین‌های این ژانر در سال جاری هستید، با ما همراه باشید.

در ادامه، بهترین فیلم‌های علمی-تخیلی سال ۲۰۲۶ را تا به اینجای سال مرور می‌کنیم.


موفق باشید، خوش بگذره، نمیر (Good Luck, Have Fun, Don’t Die)

کارگردان: گور وربینسکی
بازیگران: سم راکول و دیگران
ژانر: علمی-تخیلی، کمدی-درام، آخرالزمانی

به نمایندگی از همه انسان‌های عاقل، خدا را شکر که گور وربینسکی ظاهراً با این نظر موافق است که ما به سلطه هوش مصنوعی خوشامد نمی‌گوییم. به هیچ وجه سزاوار نبود که کارگردان فیلم‌های «درمان سلامت» (A Cure for Wellness) و «دزدان دریایی کارائیب» (Pirates of the Caribbean) این همه سال را در زندان کارگردانی سپری کند. اما «موفق باشید، خوش بگذره، نمیر» به عنوان اولین فیلم بلند وربینسکی پس از نزدیک به یک دهه، دقیقاً همان حرکت بزرگ و جسورانه‌ای احساس می‌شود که از کسی انتظار دارید زمان زیادی داشته تا به وضعیت عمومی جهان نگاه کند و پاسخ آخرالزمانی مناسب خود را بسازد. نتیجه نهایی مجموعه‌ای عجیب و غریب از تم‌ها و زیرژانرهای علمی-تخیلی است که از تخیل بی‌پروای ساخته‌شده گرد هم آمده و این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا ما به عنوان یک گونه، به طور جمعی پشت فرمان به خواب رفته‌ایم؟

این فیلم به همان اندازه که عنوانش غیرمتعارف است، غیرمتعارف هم هست و به نوعی انتقادات خود را به سمت هر موضوع قابل تصوری (علمی-تخیلی یا غیر آن) زیر آفتاب نشانه می‌گیرد؛ از سفر در زمان و خشونت با اسلحه گرفته تا کلیشه‌های مربوط به نسل Z بی‌حوصله، و بله، آفت واگذار کردن هنر، سرگرمی و رفاه خود به هوش مصنوعی. با بازیگران درجه یکی که سم راکول در رأس آنها قرار دارد، بودجه قابل توجهی که وربینسکی به نوعی از بریارکلیف انترتینمنت دریافت کرده (در حالی که هر استودیوی بزرگ دیگری در هالیوود از این فیلمنامه اصلی عبور کرده بود)، و نوار نقاله‌ای به ظاهر بی‌پایان از ایده‌های از نوع «به چه قیمتی؟» این فیلم به راحتی علمی-تخیلی‌ترین فیلم سال ۲۰۲۶ است.


هاپرز (Hoppers)

کارگردان: دانیل چونگ
استودیو: پیکسار
ژانر: انیمیشن، علمی-تخیلی، کمدی-درام، ماجراجویی

چگونه می‌توان یک فیلم پویانمایی اصلی ساخت که هم روسای بزرگ استودیو را راضی کند و هم مسائل زیست‌محیطی را به شیوه‌ای اندیشمندانه بررسی نماید؟ این یک کار بسیار دشوار برای انجام دادن در سال ۲۰۲۶ است، با این حال کارگردان دانیل چونگ و تیم خلاقش این کار را با ظرافت در «هاپرز» انجام می‌دهند. اما به همان اندازه که می‌توان موفقیت هنری این کمدی پیکسار را به ترکیب ظریف طنز پرانرژی و درام آرام (از جمله لحظاتی که حتماً مجاری اشک شما را راه می‌اندازند، چون باز هم این یک فیلم پیکساری است) نسبت داد، جنبه‌های علمی-تخیلی فیلم است که واقعاً بخش‌های متفاوت آن را کنار هم جمع می‌کند.

«هاپرز» ممکن است حول فناوری شبیه «آواتار» متمرکز باشد که به مردم اجازه می‌دهد ذهن خود را به ربات‌های حیوانی منتقل کنند (چیزی که حتی شخصیت‌های فیلم هم از آن آگاه هستند)، با این حال کارهای بسیار متفاوتی با این مفهوم نسبت به فیلم پرفروش جیمز کامرون انجام می‌دهد. در اینجا، فناوری «هاپرز» به کاربران خود اجازه می‌دهد نه تنها بفهمند جانوران واقعی چه می‌گویند، بلکه احساسات آنها را به گونه‌ای درک کنند که در شکل انسانی معمولی‌شان امکان‌پذیر نیست. این یک استعاره علمی-تخیلی فوق‌العاده برای این ایده است که همدلی واقعی به معنای ارتباط با کسی بر اساس شرایط خودش است. «هاپرز» سپس این را به پیام بزرگتری درباره فعالیت (اکتیویسم) و مشکل تلاش برای «نجات» گروهی که به آن تعلق ندارید، گسترش می‌دهد، نه اینکه فقط یک متحد باشید. همه آن پیام را با حسن نیت دریافت نمی‌کنند، همانطور که خود «هاپرز» تأیید می‌کند. اما کسانی که واقعاً مایل به گوش دادن به آن هستند، باید این کار را انجام دهند.


ریه آهنین (Iron Lung)

کارگردان: مارکیپلایر (Markiplier)
ژانر: ترسناک علمی-تخیلی، بقا، روانشناختی

مارکیپلایر، یوتیوبر محبوب، فیلم جاه‌طلبانه ترسناک علمی-تخیلی خود «ریه آهنین» را با خویشتن‌داری قابل ستایشی کارگردانی می‌کند. وسوسه انگیز است که هر شخصیت محبوب آنلاین به سمت خودشیفتگی هنری متمایل شود، اما «ریه آهنین» به اندازه یک فیلم مستقل ترسناک و بیروح می‌تواند محکم و فشرده باشد. این فیلم که بر اساس بازی ویدیویی دیوید شیمانسکی ساخته شده، به طرز چشم‌گیری فضایی تنگ و ترسناک ایجاد می‌کند. داستان درباره سایمون (با بازی مارکیپلایر)، یک زندانی است که در یک زیردریایی زنگ‌زده گیر افتاده و در ازای آزادی مجبور به کاوش در اقیانوس می‌شود. با استفاده از فضای بسته و خفقان‌آورش، فیلم به آرامی وحشت را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد و ما را مجبور می‌کند ترس رو به رشد سایمون را شریک شویم.

با این حال، هنگامی که داستان یک تهدید لاوکرفت را وارد می‌کند، با این حس شوم رها می‌شویم که سایمون ممکن است زنده بیرون نیاید. «ریه آهنین» به دلیل آزادی‌هایی که برای جلوگیری از تبدیل شدن به یک کپی وفادار اما توخالی از بازی اصلی به کار می‌گیرد، کار می‌کند. «ریه آهنین» شیمانسکی برای ترساندن بازیکنان بر طراحی صدای دیژتیک (داخلی) تکیه دارد که مارکیپلایر آن را با نماهای نزدیک شوم و رئالیسم زمینی جایگزین می‌کند. نتایج ممکن است برای همه جذاب نباشد، اما برای کسانی که رسانه‌هایی مانند «Subnautica» را دوست دارند، یعنی عناوین ترسناک علمی-تخیلی زیرآبی که از ترس ما از ناشناخته بهره می‌برند، این فیلمی است که باید ببینند. پرداخت نهایی ذهن‌خوان فیلم هر عنصر متفاوتی را به هم گره می‌زند و به احساس بقا به هر قیمتی که گرایش دارد و در یک نکته به طرز مناسبی بدبینانه به پایان می‌رسد.


پروژه هیل ماری (Project Hail Mary)

کارگردانان: فیل لرد و کریس میلر
بازیگر: رایان گاسلینگ
ژانر: علمی-تخیلی، درام، کمدی، بقا

این فیلم تا حد زیادی خودش توضیح می‌دهد، دوستان. اندکی پس از اکرانش در اوایل سال جاری، «پروژه هیل ماری» فوراً به جرگه آثار برجسته سینمای علمی-تخیلی راه یافت. کارگردانان فیل لرد و کریس میلر که شهرت فوق‌العاده‌ای در میان سینمادوستان دارند (به دلایل خوب)، تجربه منفی خود را در کار روی «سولو: داستانی از جنگ ستارگان» پشت سر گذاشتند و یک اثر سرگرم‌کننده درجه یک ارائه دادند که تکان‌دهنده، احساسی، از نظر فکری محرک و بسیار بسیار خنده‌دار است.

رایان گاسلینگ نقش دکتر رایلند گریس را بازی می‌کند؛ معلم مدرسه‌ای که به فضا پرتاب می‌شود تا زمین را از نژادی از موجودات میکروسکوپی به نام آستروفاژ نجات دهد. گاسلینگ تاکنون به خاطر کارش تحسین‌های زیادی دریافت کرده و این تحسین‌ها ادامه خواهد داشت. او در نقش دانشمندی که به اندازه کافی باهوش است تا مشکلات پیچیده را حل کند، اما در عین حال به اندازه کافی انسانی است که اگر موقعیت ایجاب کند، تحت تأثیر قرار گیرد، عصبانی شود یا هیجان‌زده گردد، فوق‌العاده است. این نقش دقیقاً در نقطه شیرینی برای گاسلینگ به عنوان یک بازیگر قرار می‌گیرد، اما شاید ارزشمندترین بازیگر فیلم جیمز اورتیز باشد که دستکاری عروسکی دوست فضایی گریس به نام راکی را بر عهده داشته و صدای خود را به آن شخصیت قرض داده است و به یک موجود بی‌چهره شخصیتی دوست‌داشتنی و سرزنده بخشیده است. نحوه تعامل این دو با یکدیگر عالی است. در همین حال، فیلمنامه عالی درو گادرد روح رمان سنگین اندی وایر را بدون کم کردن از جذابیت آن به تصویر می‌کشد.


ریداکس ریداکس (Redux Redux)

کارگردانان: کوین و متیو مک‌منوس
بازیگران: میشائلا مک مانوس (Irene Kelly)، جرمی هولم (Neville)
ژانر: علمی-تخیلی، درام روانشناختی، تریلر

در فیلم «ریداکس ریداکس» از کوین و متیو مک‌منوس، آیرین کلی (با بازی میشائلا مک‌منوس) از یک ماشین مرموز برای سفر بین جهان‌های موازی استفاده می‌کند تا تنها یک احتمال را جستجو کند: زمانی که در آن دختر مقتولش هنوز زنده است. در حالی که داستان‌های چندجهانی اغلب به سمت نمایش و واقعیت‌های به شدت تغییر یافته متمایل می‌شوند، «ریداکس ریداکس» علمی-تخیلی کم‌تکلف را در آغوش می‌گیرد. هر جهان تقریباً با جهان قبلی یکسان است و به آیرین اجازه می‌دهد روال‌ها را حفظ کند، لوازم فرار را ذخیره کند، همان اتاق‌های هتل خالی را اجاره کند و بارها و بارها نویل (با بازی جرمی هولم)، مرد مسئول مرگ دخترش، را تعقیب کند.

تغییرات کوچک بین خطوط زمانی به موانع معناداری تبدیل می‌شوند. در برخی جهان‌ها، نویل روز تعطیل همیشگی خود را از دست می‌دهد و آیرین را مجبور می‌کند در رستورانی که کار می‌کند، علناً با او روبرو شود. با این حال، این اختلالات در مقایسه با بار عاطفی که او به عنوان یک مادر در یک چرخه بی‌پایان سوگ و انتقام حمل می‌کند، رنگ می‌بازند. مکانیک‌های جهان-پریدن نیاز به تعلیق ناباوری دارند، اما فیلم بسیار بیشتر به این موضوع اهمیت می‌دهد که چرا آیرین ادامه می‌دهد تا اینکه چگونه این کار را انجام می‌دهد. «ریداکس ریداکس» ماهیت خورنده انتقام را به زیبایی تحلیل می‌برد و برای طرفداران علمی-تخیلی یک اثر دیدنی است.


مورب (Slanted)

کارگردان: ایمی وانگ
بازیگران: شرلی چن (Joan)، مکنا گریس (Jo)
ژانر: علمی-تخیلی اجتماعی، درام، طنز

بازاریابی فیلم امری دشوار است و به راحتی می‌توان فهمید که چرا بیشتر تبلیغات بر فروش یک فیلم از طریق مقایسه آن با اثری اخیر و موفق تکیه دارند. به عنوان مثال، وقتی تریلر اولیه «مورب» منتشر شد، به نظر می‌رسید چیزی بیش از یک نسخه نژادمحور از فیلم «The Substance» نیست؛ داستان یک نوجوان چینی-آمریکایی به نام جون (با بازی شرلی چن) که تحت یک فرآیند مرموز جدید قرار می‌گیرد و او را به یک دختر سفیدپوست به نام جو (با بازی مکنا گریس) تبدیل می‌کند. با این حال، به استثنای چند لحظه اینجا و آنجا، «مورب» کاملاً یک فیلم ترسناک بدن نیست و در واقع بسیار بیشتر از آن چیزی است که بازاریابی‌اش وعده داده بود. نویسنده/کارگردان ایمی وانگ آن فرضیه را می‌گیرد و از آن برای ساخت یک تمثیل اجتماعی-علمی‌تخیلی تمام عیار استفاده می‌کند که احتمالاً راد سرلینگ را به لبخند واداشته است.

چیزی که «مورب» را به علمی-تخیلی عالی تبدیل می‌کند، تعهد آن به دنبال کردن فرضیه‌اش فراتر از سطح است. اینکه چن و گریس ظاهراً شخصیت واحدی را بازی می‌کنند فقط یک حقه نیست؛ در عوض، قلب مضامین و طنز فیلم است. وانگ فرآیند تبدیل شدن به نژادی دیگر را به عنوان یک جادوی خیالی نادیده نمی‌گیرد؛ او به همان شکلی که ارائه شده با آن رفتار می‌کند: به عنوان یک عمل پزشکی داوطلبانه که ده‌ها پیامد دارد، نه همه آنها فیزیکی. علیرغم فضای محدود فیلم، جهان‌سازی هوشمندانه‌ای نیز در مورد این فرآیند وجود دارد که فقط فرضیه آن را عمیق‌تر می‌کند. امید است به زودی افراد بیشتری در زیر سطح مفهوم این فیلم جستجو کنند و غنای آن را کشف نمایند.

📧

تماس با سردبیر

برای ارسال انتقادات، پیشنهادات و شکایات خود، می‌توانید با ایمیل سردبیر در ارتباط باشید.

سعی می‌کنیم در سریع‌ترین زمان ممکن به پیام‌های شما پاسخ دهیم.

نمایش بیشتر

زهرا رضوی

من زهرا رضوی هستم، فارغ‌التحصیل مهندسی شهرسازی. اما عشق به کتاب، فیلم، سریال و تکنولوژی، مسیر حرفه‌ای مرا به‌طور کامل به سمت نویسندگی در این حوزه تغییر داده است. امروز به‌عنوان نویسنده‌ای تخصصی در زمینه فناوری، سینما و ادبیات فعالیت می‌کنم.
نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا