
هر سال با نزدیک شدن به فصل تعطیلات و جشن شکرگزاری، دیزنی یکی از مهمترین آثار انیمیشنی خود را روانه سینماها میکند. امسال نیز با اکران «موآنا ۲»، توجهها بار دیگر به یکی از شناختهشدهترین برندهای این کمپانی یعنی «پرنسسهای دیزنی» جلب شده است؛ شخصیتهایی که طی نزدیک به ۹ دهه، همزمان با تغییر نگاه جامعه به زنان، دچار تحول شدهاند.
در این رتبهبندی، کیفیت خود شخصیتها ملاک قرار گرفته، نه محبوبیت یا موفقیت فیلمهایشان. همچنین «آنا» و «السا» از مجموعه «Frozen» در این فهرست حضور ندارند، زیرا برخلاف تصور بسیاری از مخاطبان، جزو فهرست رسمی پرنسسهای دیزنی محسوب نمیشوند.
۱۳. سفیدبرفی؛ آغاز یک افسانه، اما شخصیتی ساده
نمیتوان اهمیت تاریخی «سفیدبرفی و هفت کوتوله» را انکار کرد. این انیمیشن محصول ۱۹۳۷ نهتنها نخستین فیلم بلند انیمیشنی دیزنی بود، بلکه مسیر صنعت انیمیشن را برای همیشه تغییر داد.
با این حال، اگر خود شخصیت سفیدبرفی را جدا از اهمیت تاریخی فیلم بررسی کنیم، او در مقایسه با قهرمانان امروزی دیزنی شخصیت چندان پیچیدهای ندارد. آرزوهایش محدود است و بیش از هر چیز در انتظار رسیدن شاهزاده رؤیایی خود به سر میبرد.
سفیدبرفی بیش از آنکه یک شخصیت کامل باشد، الگویی اولیه برای شخصیتهایی بود که بعدها دیزنی توسعه داد و به بلوغ رساند.
۱۲. آرورا؛ شاهزادهای که بیشتر داستان را در خواب میگذراند
«زیبای خفته» از نظر بصری یکی از زیباترین آثار تاریخ دیزنی به شمار میرود. طراحی هنری، موسیقی و فضای رؤیایی آن هنوز هم تحسینبرانگیز است.
اما خود آرورا قربانی داستانی شده که تمرکز چندانی روی او ندارد. او بخش بزرگی از فیلم را در خواب سپری میکند و شخصیتپردازیاش در مقایسه با شرور افسانهای داستان یعنی مالیفیسنت بسیار کمرنگتر است.
در واقع بسیاری از مخاطبان پس از پایان فیلم، بیشتر از آرورا، مالیفیسنت و سه پری مهربان داستان را به یاد میآورند.
۱۱. سیندرلا؛ نخستین گام به سوی شخصیتپردازی عمیقتر
پس از سفیدبرفی، دیزنی تلاش کرد قهرمان زن خود را واقعگرایانهتر نشان دهد.
سیندرلا برخلاف سفیدبرفی کاملاً از شرایط دشوار زندگیاش آگاه است. او میداند که زیر سلطه نامادری ظالمش زندگی میکند و رؤیای فرار از این وضعیت را در سر دارد.
هرچند در نهایت باز هم یک شاهزاده ناجی او میشود، اما سیندرلا شخصیتی آگاهتر و خوداندیشتر از نسل قبلی پرنسسهای دیزنی است و همین موضوع او را یک پله بالاتر قرار میدهد.
۱۰. رایا؛ جنگجویی مدرن در دنیای دیزنی
«رایا و آخرین اژدها» یکی از قربانیان دوران کرونا بود و شاید به همین دلیل کمتر از آنچه شایستهاش بود دیده شد.
رایا از بسیاری جهات نماد نسل جدید شخصیتهای زن دیزنی است. او نه به دنبال عشق است و نه داستانش حول ازدواج میچرخد. مأموریت او نجات پدرش و بازگرداندن اتحاد به سرزمینی ازهمپاشیده است.
با وجود جذابیتهای شخصیت رایا، برخی منتقدان معتقدند او بیش از حد یادآور مولان است و هویت کاملاً مستقل خود را پیدا نمیکند.
۹. یاسمین؛ شاهزادهای که آزادی میخواهد
یاسمین در «علاءالدین» شخصیتی مستقل و جسور دارد. او از قوانین سنتی دربار آگرابا خسته شده و نمیخواهد صرفاً برای حفظ سنتها با یک شاهزاده ازدواج کند.
با این حال، مشکل اصلی شخصیت یاسمین این است که داستان هیچگاه کاملاً متعلق به او نیست. بیشتر تمرکز فیلم روی علاءالدین، جینی و جعفر قرار دارد.
در نتیجه با وجود محبوبیت بالا، یاسمین فرصت کافی برای تبدیل شدن به یک شخصیت کاملاً چندلایه را پیدا نمیکند.
۸. راپونزل؛ پرنسسی دوستداشتنی در سایه دیگران
«گیسوکمند» یکی از موفقترین انیمیشنهای مدرن دیزنی است و راپونزل شخصیتی پرانرژی و خوشبین دارد.
او سالها در برجی بلند زندانی بوده اما کنجکاوی و اشتیاقش نسبت به جهان بیرون هرگز از بین نرفته است.
با این حال، بسیاری از جذابیتهای فیلم از تعامل او با فلین رایدر و همچنین حضور شخصیت منفی قدرتمندی مثل مادر گاتل ناشی میشود. همین مسئله باعث میشود راپونزل در مقایسه با برخی پرنسسهای دیگر، کمتر در مرکز توجه قرار گیرد.
۷. پوکاهانتس؛ میان افسانه و تاریخ
پوکاهانتس شاید جاهطلبانهترین پروژه دیزنی در دهه ۹۰ بود.
فیلم تلاش میکند داستان واقعی برخورد بومیان آمریکا و مهاجران اروپایی را با یک روایت عاشقانه ترکیب کند. مشکل اینجاست که واقعیت تاریخی بسیار تلختر از چیزی است که فیلم نشان میدهد.
شخصیت پوکاهانتس جذاب، باهوش و شجاع است، اما بار سنگین تاریخ واقعی باعث شده بسیاری از مخاطبان نتوانند او را صرفاً به عنوان یک شخصیت فانتزی ببینند.
۶. مریدا؛ شورش علیه سنتها
مریدا از انیمیشن «دلیر» نخستین و تاکنون تنها پرنسس رسمی پیکسار است.
او شخصیتی مستقل، سرکش و ماجراجو دارد و برخلاف بسیاری از پرنسسهای کلاسیک، علاقهای به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک ندارد.
درگیری اصلی داستان نه با یک شاهزاده یا جادوگر، بلکه با مادر خودش شکل میگیرد؛ موضوعی که به فیلم هویتی متفاوت میبخشد.
مریدا نماد نسلی از شخصیتهای زن دیزنی است که میخواهند خودشان مسیر زندگیشان را انتخاب کنند.
۵. آریل؛ پرنسسی که دیزنی را نجات داد
اگر «پری دریایی کوچولو» نبود، شاید دوران طلایی دهه ۹۰ دیزنی هرگز شکل نمیگرفت.
آریل شخصیتی پرشور، کنجکاو و سرشار از رؤیاهای بزرگ است. او میخواهد دنیایی فراتر از قلمرو زیر آب را تجربه کند و برای رسیدن به این هدف حاضر است بهای سنگینی بپردازد.
البته از نگاه امروزی، شیفتگی سریع او به شاهزاده اریک کمی عجولانه به نظر میرسد. اما انرژی و انگیزهای که آریل به داستان تزریق میکند، همچنان او را به یکی از محبوبترین پرنسسهای تاریخ دیزنی تبدیل کرده است.
۴. مولان؛ قهرمانی فراتر از یک پرنسس
مولان یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ دیزنی محسوب میشود.
او برای نجات پدرش لباس مردانه میپوشد و به ارتش میپیوندد؛ اقدامی که نه از روی عشق، بلکه از روی مسئولیت و فداکاری انجام میشود.
مولان بدون آنکه مدام درباره قدرت و استقلالش سخن بگوید، تواناییهایش را در عمل ثابت میکند. او نهتنها خانواده خود، بلکه کل امپراتوری چین را نجات میدهد.
به همین دلیل بسیاری از طرفداران معتقدند مولان حتی شایسته رتبهای بالاتر از جایگاه چهارم است.
۳. موآنا؛ چهره نسل جدید دیزنی
موآنا نمونه کامل قهرمان زن مدرن دیزنی است.
او نه درگیر یک داستان عاشقانه است و نه برای اثبات ارزش خود به تأیید دیگران نیاز دارد. هدف او کشف هویت واقعیاش و نجات مردم سرزمینش است.
موآنا در طول سفر خود نشان میدهد که رهبر بودن به قدرت بدنی وابسته نیست، بلکه به شجاعت، پشتکار و مسئولیتپذیری نیاز دارد.
همین ویژگیها باعث شده او به یکی از محبوبترین شخصیتهای دیزنی در دهه اخیر تبدیل شود.
۲. بل؛ دختری که متفاوت فکر میکرد
بل از همان نخستین لحظات «دیو و دلبر» شخصیتی متفاوت از اطرافیانش نشان میدهد.
او عاشق کتاب خواندن است، رؤیاهای بزرگی دارد و حاضر نیست به قالبهای سنتی جامعه تن بدهد. حتی زمانی که گاستون تلاش میکند او را به همسری مطیع تبدیل کند، بل مسیر خودش را انتخاب میکند.
هوش، استقلال فکری و کنجکاوی بل باعث شده او همچنان یکی از محبوبترین و ماندگارترین پرنسسهای دیزنی باقی بماند.
۱. تیانا؛ کاملترین پرنسس دیزنی
رتبه نخست این فهرست به تیانا از «شاهزاده و قورباغه» میرسد.
برخلاف بسیاری از پرنسسهای کلاسیک، تیانا پیش از هر چیز روی رؤیاهای شخصی خود تمرکز دارد. او سخت کار میکند، پسانداز میکند و برای راهاندازی رستوران رؤیاییاش تلاش میکند.
داستان عاشقانه در زندگی او وجود دارد، اما هویت شخصیتش را تعریف نمیکند. تیانا شخصیتی چندبعدی، واقعگرایانه و الهامبخش است که برای رسیدن به اهدافش منتظر معجزه نمیماند.
همین ویژگیها باعث شده بسیاری از منتقدان او را بهترین پرنسس تاریخ دیزنی بدانند.
این رتبهبندی در واقع تاریخ تحول شخصیتهای زن دیزنی را روایت میکند. از سفیدبرفی و سیندرلا که بیش از هر چیز منتظر تغییر سرنوشت خود بودند تا تیانا، موآنا و مولان که خودشان عامل اصلی تغییر زندگیشان هستند.
نکته جالب اینکه سه رتبه نخست این فهرست، یعنی تیانا، بل و موآنا، همگی شخصیتهایی هستند که هویتشان صرفاً بر پایه عشق و ازدواج شکل نگرفته است. این موضوع نشان میدهد دیزنی طی سه دهه گذشته تلاش کرده تصویر مستقلتر و مدرنتری از زنان ارائه دهد.
از نگاه مخاطبان ایرانی نیز احتمالاً مولان و موآنا بیش از سایر پرنسسها محبوبیت دارند؛ زیرا داستانهای آنها بیشتر بر شجاعت، مسئولیتپذیری و خودشناسی متمرکز است تا روایتهای عاشقانه کلاسیک.
اگر تأثیر فرهنگی و محبوبیت جهانی معیار اصلی بود، مولان و آریل میتوانستند مدعی رتبه نخست باشند. اما از نظر شخصیتپردازی و عمق فردی، انتخاب تیانا به عنوان بهترین پرنسس دیزنی منطقی و قابل دفاع به نظر میرسد.
تماس با سردبیر
برای ارسال انتقادات، پیشنهادات و شکایات خود، میتوانید با ایمیل سردبیر در ارتباط باشید.
سعی میکنیم در سریعترین زمان ممکن به پیامهای شما پاسخ دهیم.
















