
ژانر علمیتخیلی بدون تردید یکی از محبوبترین ژانرها در تاریخ سینما محسوب میشود. فیلم Avatar توانست عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما را (در دو مقطع زمانی متفاوت) از آن خود کند. در همین حال، Avatar: The Way of Water نیز در رتبه سوم پرفروشترین فیلمهای تاریخ قرار دارد و Avengers: Endgame میان این دو اثر جای گرفته است. در واقع، فهرست پرفروشترین فیلمهای تاریخ بهطور قابل توجهی تحت سلطه آثار علمیتخیلی است.
بخشی از این موفقیت به انعطاف بالای ژانر علمیتخیلی بازمیگردد؛ ژانری که امکان روایت طیف گستردهای از داستانها را فراهم میکند. از سوی دیگر، این ژانر بهطور طبیعی ظرفیت خلق آثار عظیم و پرزرقوبرق را دارد؛ همان چیزی که مخاطبان گسترده سینمای بلاکباستر به دنبال آن هستند و همین موضوع، زمینهساز شکلگیری فرنچایزهای بزرگ شده است.
البته علمیتخیلی الزاماً محدود به آثار پرهزینه نیست. نمونههای متعددی از فیلمهای کمهزینه این ژانر وجود دارند که موفقیتهای چشمگیری کسب کردهاند؛ از جمله The Terminator و Chronicle. با این حال، در حالی که هالیوود بهطور مداوم به ساخت فرنچایزهای جدید علاقه نشان میدهد، برخی از آثار مهم این ژانر یا به حال خود رها شدهاند یا پیش از آنکه پتانسیل کاملشان شکوفا شود، متوقف شدهاند.
با وجود این شرایط، این واقعیت که برخی فرنچایزها کنار گذاشته شدهاند به این معنا نیست که باید برای همیشه فراموش شوند. در ادامه، به مجموعهای از فرنچایزهای علمیتخیلی پرداخته میشود که هم در زمان انتشار اولیه و هم در بازبینیهای بعدی مورد تحسین قرار گرفتهاند و شایستگی بازگشت به پرده سینما را دارند.
Judge Dredd
در شرایطی بهتر، باید تاکنون چندین فیلم دیگر با بازی کارل اوربان در نقش «Dredd» ساخته شده بود. اما واقعیت این است که شکست تجاری فیلم Dredd (2012) مانع از ادامه این مسیر شد؛ موضوعی که همچنان برای طرفداران این اثر یک حسرت بزرگ محسوب میشود. با این حال، با گذشت زمان، محبوبیت این فیلم در میان مخاطبان افزایش یافته و بسیاری آن را یکی از بهترین اقتباسهای کمیکبوکی میدانند.
پیش از آن نیز نسخهای از Judge Dredd در دهه ۱۹۹۰ با بازی سیلوستر استالونه ساخته شده بود؛ فیلمی که بر اساس کمیکهای طولانیمدت 2000 AD شکل گرفته بود و حالوهوایی متفاوت و تا حدی فانتزی داشت. با وجود جذابیتهای خاص خود برای نسل قدیمیتر، به نظر میرسد زمان آن رسیده که این جهان دوباره با رویکردی تازه بازآفرینی شود.
این تنها در حد ایده باقی نمانده است. در سال ۲۰۱۸ پروژهای با نام Mega-City One برای ساخت یک سریال تلویزیونی با محوریت این جهان معرفی شد که حتی فیلمنامههای اولیه آن نیز آماده شده بود، اما این پروژه هرگز وارد مرحله تولید نشد.
در سال ۲۰۲۵ نیز گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد نسخهای جدید از این فرنچایز در حال توسعه است و کارگردان Thor: Ragnarok، یعنی تایکا وایتیتی، برای هدایت این پروژه انتخاب شده است. با این حال، هنوز اطلاعات رسمی بیشتری درباره نتیجه نهایی این پروژه منتشر نشده است. با وجود تمام این تلاشها، به نظر میرسد جهان Dredd ظرفیت بسیار بیشتری دارد و نباید برای همیشه متوقف بماند.
Starship Troopers
هیچ چیزی شبیه Starship Troopers وجود ندارد. پل ورهوفن با اقتباس از رمان رابرت ای. هاینلاین، اثری خلق کرد که هم از نظر بصری بسیار جذاب بود و هم لایههای عمیقی از نقد اجتماعی (با لحنی آشکار و اغراقشده) را در خود جای داده بود. نتیجه، فیلمی بود که همچنان پس از نزدیک به سه دهه، جلوههای ویژه آن قابل قبول و حتی چشمگیر به نظر میرسد.
با وجود شکست تجاری فیلم اول، این اثر به مرور زمان به یک فرنچایز کالت تبدیل شد و چندین دنباله مستقیم به ویدئو و آثار اسپینآف انیمیشنی از آن ساخته شد. حتی بازی ویدیویی Starship Troopers: Extermination نیز در سال ۲۰۲۴ منتشر شد که توانست بخشی از این جهان را دوباره زنده کند.
با این حال، از سال ۲۰۱۷ و پس از انیمیشن Traitor of Mars، این فرنچایز عملاً در سکوت فرو رفته است. در سال ۲۰۲۵ اعلام شد که نئل بلومکمپ، کارگردان District 9، در حال توسعه نسخه جدیدی از این فرنچایز است. اما سابقه پروژههای ناتمام در این مجموعه باعث شده تردیدهایی درباره تحقق این بازگشت وجود داشته باشد. با این وجود، پتانسیل این جهان هنوز بهطور کامل استفاده نشده است.
Cloverfield
در میان فرنچایزهای مورد بحث، شاید بیشترین تعجب مربوط به توقف ناگهانی Cloverfield باشد. آخرین فیلم این مجموعه، The Cloverfield Paradox، در سال ۲۰۱8 منتشر شد و با واکنشهای بسیار منفی مواجه گردید؛ فیلمی که حتی پیش از انتشار، بهجای اکران سینمایی، به نتفلیکس فروخته شد تا از شکست گیشه جلوگیری شود.
این در حالی است که فیلم اول Cloverfield یک موفقیت غیرمنتظره بود و به لطف ساختار «فوتیج پیدا شده» و تولید ج.ج. آبرامز، به محبوبیت زیادی رسید. سپس 10 Cloverfield Lane نشان داد که این جهان میتواند به شکل آنتولوژی و با سبکهای کاملاً متفاوت ادامه پیدا کند.
با وجود این موفقیتهای اولیه، مجموعه پس از قسمت سوم عملاً متوقف شد. در سال ۲۰۲۱ گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد دنباله مستقیمی برای این فرنچایز در دست ساخت است، اما تاکنون این پروژه به نتیجه نرسیده است. در حالی که هم آبرامز و هم مت ریوز در پروژههای دیگر درگیر هستند، بسیاری معتقدند این جهان هنوز ظرفیت بازگشت قدرتمند دارد.
Event Horizon
بسیاری از فیلمها در تاریخ سینما با پتانسیل بالا وارد میشوند اما به دلایل مختلف در زمان اکران اولیه موفق نمیشوند. Event Horizon ساخته پل دبلیو.اس. اندرسون یکی از این آثار است. این فیلم با دخالتهای استودیویی در مرحله تدوین مواجه شد و نسخه نهایی آن با چیزی که کارگردان در ذهن داشت متفاوت بود.
با این حال، نسخه منتشرشده بهمرور زمان به یکی از مهمترین آثار علمیتخیلی–ترسناک تبدیل شد. داستان فیلم درباره سفینهای است که پس از ورود به یک بعد ناشناخته، به شکلی جهنمی بازمیگردد و خدمه آن با پدیدههایی وحشتناک روبهرو میشوند.
اگرچه فیلم در گیشه شکست خورد، اما در سالهای بعد جایگاه آن در میان آثار کالت تثبیت شد. در ادامه، دنیای این فیلم در قالب کمیکهایی مانند Event Horizon: Dark Descent و Event Horizon: Inferno گسترش یافت که داستانهای پیشدرآمد و ادامه غیررسمی آن را روایت میکنند.
با وجود جذابیت این داستانها، تبدیل آنها به فیلم لایو اکشن همچنان چالشبرانگیز است. برخی تحلیلگران معتقدند که این جهان شاید در قالب انیمیشن یا سریال مناسبتر باشد، جایی که محدودیتهای بودجهای کمتر مانع اجرای ایدههای بزرگ میشود.
The Blob
برخلاف بسیاری از آثار دیگر، The Blob یکی از قدیمیترین نمونههای هیولایی–علمیتخیلی است که همچنان در حافظه سینما باقی مانده است. نسخه اصلی آن در دهه ۱۹۵۰ بهعنوان یک فیلم کلاسیک ژانر B شناخته میشود، اما نسخه بازسازیشده سال ۱۹۸۸ به کارگردانی چاک راسل، جایگاه ویژهای در میان طرفداران ژانر وحشت و علمیتخیلی دارد.
داستان درباره یک ماده ژلاتینی ناشناخته است که هر موجود زندهای را در مسیر خود نابود کرده و بهطور مداوم رشد میکند. این مفهوم ساده اما بسیار مؤثر، زمینهساز خلق یکی از سرگرمکنندهترین بازسازیهای سینمایی دهه ۸۰ شد.
در طول سالها تلاشهایی برای بازسازی مجدد این اثر صورت گرفته است. حتی کارگردانهایی مانند راب زامبی نیز برای ساخت نسخهای جدید به این پروژه متصل شدند. در سالهای اخیر نیز دیوید بروکنر، کارگردان Hellraiser (2022)، بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی برای بازسازی این اثر مطرح شده است. با این حال، این پروژهها هنوز به مرحله تولید نرسیدهاند.
با توجه به پیشرفت فناوریهای سینمایی، این فرنچایز پتانسیل بالایی برای بازآفرینی مدرن دارد، به شرطی که نگاه خلاقانهای پشت آن قرار گیرد.
جمعبندی
آنچه در میان تمام این مثالها مشترک است، وجود یک شکاف میان «پتانسیل روایی» و «تصمیمات تجاری هالیوود» است. بسیاری از این فرنچایزها نه به دلیل ضعف داستانی، بلکه به دلایل مالی یا شکست اولیه متوقف شدهاند.
با این حال، افزایش گرایش هالیوود به بازسازی و ریبوت نشان میدهد که این آثار ممکن است در آینده دوباره وارد چرخه تولید شوند؛ بهشرط آنکه رویکردی خلاقانه و نه صرفاً نوستالژیک نسبت به آنها اتخاذ شود.
اگر هالیوود بتواند از این فرنچایزها صرفاً بهعنوان «نامهای شناختهشده» استفاده نکند و بهجای آن جهانهای آنها را بازطراحی کند، ژانر علمیتخیلی وارد دوره جدیدی از تنوع و خلاقیت خواهد شد؛ در غیر این صورت، این بازگشتها تنها تکرار نسخههای قدیمی خواهند بود.
تماس با سردبیر
برای ارسال انتقادات، پیشنهادات و شکایات خود، میتوانید با ایمیل سردبیر در ارتباط باشید.
سعی میکنیم در سریعترین زمان ممکن به پیامهای شما پاسخ دهیم.



