
از طرفدار فیلمهای ترسناک A24 بپرسی انتخاب ده تا از بهترینها را مثل انتخاب بین بچههای خودت میماند. ردهبندیشان اما، مثل فرستادنشان به بازیهای گرسنگی است. از ۲۰۱۲ که این استودیوی مستقل پا به میدان گذاشت، بهسرعت به یکی از مهمترین تولیدکنندگان فیلمهای ترسناک خاص، متمایز و واقعاً وحشتناک هزاره جدید تبدیل شد. سبک منحصربهفردشان را خیلیها تحسین کردند و برخی مسخرهاش؛ اما یک چیز قطعی است: A24 در ژانر بیرحم رقابت، غول بیرقیبی است.
با فیلمهایی مثل «اتاقهای پشتی»، «هجوم» و «اکتبر» در راه، فرصت مناسبی است برای مرور گنجینه وحشت A24 و ردهبندیشان. ردهبندیای کاملاً سلیقهای که طرفداران حتماً با خونسردی کامل میپذیرند و در شبکههای اجتماعی واکنش نشان نمیدهند. شروع میکنیم.
۱۰. دختر سیاهپوش (۲۰۱۵)
اولین تجربه کارگردانی اوز پرکینز شاید برای همه نباشد، اما «دختر سیاهپوش» (با نام اصلی «فوریه») یک دلهرهآور مؤثر و بهیادماندنی است. کت (کیرنن شیپکا) و رز (لوسی بوینتون) در مدرسه شبانهروزیشان تنها میمانند وقتی والدینشان عجیب فراموش میکنند دنبالبشان بیایند. مدرسه در تنهایی این دو دختر رفتارهای غیرقابل توضیحی از خود نشان میدهد. در همین حال، زنی غریبه به نام جوآن (اما رابرتز) با هر وسیله ممکن تلاش میکند خودش را به آن مدرسه برساند.
هر چه جوآن به مقصد نزدیکتر میشود، کت بیشتر در چنگال رؤیاهای وحشتناک اسیر میشود. وقتی داستان این سه زن در نهایت به هم میرسد، سطح تازهای از وحشت گریبانگیر مخاطب میشود. «دختر سیاهپوش» واقعاً ترسناک است و سه بازی درخشان ارائه میدهد که تا مغز استخوانتان را میلرزاند.
۹. جادوگر (۲۰۱۵)
رابرت اگرز با اولین فیلمش چنان محکم پا به میدان گذاشت که جای هیچ شکی باقی نگذاشت. فیلمی دورهای با تصاویر خیرهکننده و حسی از عذاب قریبالوقوع که آرام آرام جان میگیرد. «جادوگر» بهراحتی یکی از بهترین فیلمهای ترسناکی است که A24 توزیع کرده و آغازگر روندی بود که غیرطرفدارها دوست داشتند صداَش بزنند «ترسناک والا»؛ اصطلاحی که به حق جنجالی است.
اگرز و آنیا تیلور-جوی را این فیلم روی نقشه آورد و تا دههها طرفداران را به این سؤال وادار میکند: «دوست داری خوشمزه زندگی کنی؟» داستان در قرن هفدهم و درباره خانواده پیوریتنی است که پس از تبعید از مستعمره نیوانگلند، با نیروهای فراطبیعی روبهرو میشوند. «جادوگر» یک فولکهورر مالیخولیایی است که آرام شروع میشود، اما ضربهای درخشان فرود میآورد. عناصر جادوگری وحشتناکاند، اما وحشت واقعی جایی است که اگرز نشان میدهد هیولاهای واقعی آنهایی نیستند که بیرون از طبیعت شکل میگیرند، بلکه آدمهاییاند که چنان راحت ظرفیت هولناکیشان را بروز میدهند.
۸. اتاق سبز (۲۰۱۵)
جرمی سولنیه اصلاً فیلم بد ندارد، اما «اتاق سبز» فعلاً شاهکار اوست. یک تریلر پانک-هورر درباره گروه موسیقی که در باشگاهی متعلق به نئونازیها گروگان گرفته میشوند چون شاهد یک قتلاند. «اتاق سبز» در واقعیتگراییاش نفس میکشد. هنرمندان گرسنهای که به محیطی ناآشنا پرتاپ میشوند و باید بفهمند چطور زنده بمانند، فقط به خاطر اینکه میخواستند هنرشان را گسترش دهند و رویاهایشان را دنبال کنند. اگر این استعاره از زندگی نیست، دیگر چیست؟
مثل «تاریخچه آمریکایی ایکس» که نشان داد بچههای سفیدپوست جوان چطور راحت به دام فاشیستها میافتند، «اتاق سبز» هم نشان میدهد با چه سهولت تأسفباری جوانان آشفته میتوانند از طریق صحنههای ضدفرهنگی شرورانه شستشوی مغزی شوند. ساده بگویم: «اتاق سبز» عالی است و هر فیلمی که بشکند بازوی نئونازیها را تشویق کند، ارزش جشن گرفتن دارد.
۷. زیر پوست (۲۰۱۳)
کارگردان جاناتان گلیزر ده سال طول کشید تا «زیر پوست» را بسازد و مخاطب یک دهه دیگر زمان لازم دارد تا شعر وحشتناکی را که به جهان رها کرده کاملاً درک کند. اولین فیلم علمی-تخیلی ترسناک A24 و یکی از واقعاً ناراحتکنندهترین آثار فهرستشان. این تریلر هیپنوتیک با بازی اسکارلت جوهانسون تأملاتی هستیشناسانه درباره معنای انسان بودن ارائه میدهد؛ از چشم یک بیگانه شرور که مردان را میفریبد تا در ورطهای از لجن سیاه غرقشان کند، گوشت و اعضای بدنشان را برای همنوعانش در سیاره مادر برداشت کند.
سرعت یخمانند فیلم باعث میشود برخی تماشاگران کاملاً از داستان خارج شوند، اما آنها که حاضرند سرمایهگذاری عاطفی کنند، «زیر پوست» را کلاس استادی مییابند در عذاب خزنده، تصاویر سوررئال و وحشت شهوانی. یکی از بهترین بازیهای جوهانسون.
۶. میدسامر (۲۰۱۹)
فیلم ترسناکی که تقریباً تماماً در روشنایی روز اتفاق بیفتد نادر است، اما آری آستر با «میدسامر» از پسش برآمد. در ظاهر، «میدسامر» درباره گروهی آمریکایی است که به سوئد سفر میکنند تا در جشنواره سنتی تابستان دوست دانشگاهیشان شرکت کنند و بعد میفهمند مراسم شامل آیینهایی است که بهتدریج خشونتبارتر و هولناکتر میشوند. اما این فیلم همچنین تمرینی است درباره سوگ و تحمل خشونت خانگی عاطفی.
با وجود تمهای وحشتناک، این فولکهورر فرقهای به طرز استادانهای اضطراب، افسردگی و حملات پانیک را کاوش میکند. هیچ چیز در سایهها پنهان نشده؛ آستر همه نگرانیهای فزاینده مسافران آمریکایی را عریان میگذارد، آنها که آشکارا هیچگونه آمادگی برای پردازش سنتهای پیرامونشان ندارند. به همان اندازه که «میدسامر» ترسناک است، به همان اندازه هم میتواند تسکینبخش باشد. پایان بدنام فیلم یک تست رورشاخ است؛ تفسیر تماشاگر از لحظه پایانی، بیشتر درباره خود او حرف میزند تا قصد آستر. و بعد از این فیلم، دیگر هیچوقت لباسهای خرسی را مثل قبل نخواهی دید.
۵. اکس (۲۰۲۲)
تی وست پس از نزدیک یک دهه دوری از ژانر، با «اکس»، اسلشر نوستالژیکش، چنان در را لگد کرد و فریاد زد: «برگشتم عزیزم!» که کر کننده بود. داستان در ۱۹۷۹ درباره گروهی فیلمساز و بازیگر است که میخواهند در مهمانخانه مزرعه دو کشاورز پیر و منزوی فیلم بزرگسالانه بسازند. بدبختانه وقتی زوج سالخورده میفهمند این جوانان مزاحم چه میکنند، گروه باید برای جانشان بجنگند.
«اکس» فیلمی سکسی، خشن و بیرحم است؛ از اول تا آخر یک انفجار واقعی. وست روح سینمای بهرهکش دهه ۷۰ و اوج اسلشر در اواخر ۷۰ و اوایل ۸۰ را شکار کرده و همزمان زیرواقع ژانر همیشه بدنام hagploitation را برمیگرداند. اگر از این فیلم خوشتان آمد، خوشبختانه وست یک پیشدرآمد (پرل) و یک دنباله (مکسین) هم ساخته است.
۴. اوج (۲۰۱۸)
۲۰۱۸ سالی بود که گاسپار نوئه عجیبغریب موردعلاقه همگان، با «اوج» دوزخزمینی روانی-جنسی را تقدیممان کرد. فیلم درباره گروه رقصی است که در مهمانی پس از اجرا سانگریای حاوی مواد مخدر میخورند و به ورطه جنون و شهوت سقوط میکنند. «اوج» یادآور فیلمهایی چون «تملک» آندری ژواووسکی و حتی کمی «سوسایتی» برایان یوزناست؛ حاصلش محصولی است به شدت قطبیکننده.
فیلمی مثل «اوج» بهراحتی میتوانست در دست کارگردان کمتجربهتر به ابتذال بیفتد، اما سبک امضای نوئه این جنون ساده ناشی از مواد را به حملهای تمامعیار به روح و ذهن تبدیل میکند. هر ثانیه «اوج» از ثانیه قبل ناراحتکنندهتر است و این دقیقاً همان چیزی است که نوئه میخواهد. «اوج» قطعاً فیلم مخاطب عام نیست، اما همین هم به جذابیت مسحورکنندهاش میافزاید.
۳. کشتن گوزن مقدس (۲۰۱۷)
اگر به دنبال این هستی که دو ساعت از زندگیات را وقف کنی تا داوطلبانه به درون کابوسی آشفته سقوط کنی که نه گریزی دارد و نه تسکینی، «کشتن گوزن مقدس» یورگوس لانتیموس احتمالاً برای تو ساخته شده. فیلم درباره جراحی است (کالین فارل) که نقش مرشد پسری نوجوان (بری کیوگن) را میپذیرد، پسری که به تازگی پدرش را از دست داده. ناگهان فرزندان جراح علائم فلج و گرسنگی از خود نشان میدهند و پسر نوجوان اعتراف میکند کار اوست. و برای جبران مرگ پدرش (که بر اثر اشتباه جراح در اتاق عمل رخ داده)، یکی از اعضای خانواده جراح باید بمیرد.
کیوگن یک شگفتیستارهوار به عنوان مارتین لانگ شبحوار ارائه میدهد؛ چنان آزارنده که بیسبب نیست ریوز او را برای حضور کوتاه در «بتمن» انتخاب کرد. راز تأثیر «کشتن گوزن مقدس» در این نیست که پر از جامپاسکر یا تهدیدی مرموز باشد، وحشت اینجاست که درست جلوی چشمت، ساده و بیآلایش، تقدیمت میکنند. تماشاگر به جایگاه ناظر یک فاجعه غیرقابلتوقف و یک معمای اخلاقی غیرممکن منصوب میشود… و هیچکس نمیتواند کاری بکند.
۲. فانوس دریایی (۲۰۱۹)
«یک فیلم تند و تلخ و مسحورکننده از جنون و هرجومرج دریایی». «فانوس دریایی» ثابت کرد رابرت اگرز گرفتار افت محبوبیت در دومین فیلمش نمیشود. ویلم دفو و رابرت پتینسون دو فانوسباناند که در جزیرهای اسرارآمیز و دورافتاده در نیوانگلند دهه ۱۸۹۰ گیر افتادهاند و برای حفظ عقلشان میجنگند.
کاملاً سیاهوسفید فیلمبرداری شده؛ «فانوس دریایی» ترسناک شروع میشود و لحظهای رهایت نمیکند. سقوط دو شخصیت اصلی به ورطه جنون بهتنهایی بهقدر کافی ترسناک است، اما هر چه رویدادهای غیرقابل توضیح بیشتر این دو را تسخیر میکند، تعهد دفو و پتینسون به نقشهایشان به شکل فراتری از وحشت بدل میشود. با هر سکانس، «فانوس دریایی» فشردهتر و هراسآورتر میشود؛ تصاویر تکاندهنده تا مدتها بعد از پایان فیلم تماشاگر را دنبال میکنند. اگرز بیزحمت داستانی بیرحم از دیوانگی ساحلی میبافد و تثبیت میکند چرا یکی از بهترین کارگردانهای امروز است. یک نصیحت: با مرغهای دریایی یکچشم شوخی نکنید.
۱. موروثی (۲۰۱۸)
گفتن اینکه «موروثی» تماشاگران را تا مغز استخوان لرزاند، دستکم گرفتن حقیقت است. فیلم درباره خانواده گراهام پس از مرگ مادر بزرگ خانواده است. ناگهان دختر و نوه شروع به رفتارهای عجیب میکنند و رازهای ناگفته و میراث هولناکی را که برایشان به جا مانده فاش میسازند.
«موروثی» تا حد مرگ میم شده؛ احتمال خیلی زیاد خیلیها الان دربارهاش همان حسی را دارند که بعد از پارودیهای بیپایان «جیغ» و «پروژه جادوگر بلر» در فرهنگ عامه داشتند. این را یادآوری در نظر بگیرید: «موروثی» هنوز هم مثلاً ترسناک است. مونولوگ «من مادر توأم» تونی کولت بهترین دیالوگ فیلم ترسناک است از وقتی رابرت شاو داستان ایندیاناپولیس را در «آروارهها» تعریف کرد. و اگر فکر میکنی با شنیدن ناگهانی صدای کلیک زبان در ماشین در سکوت کامل، شلوارت را کثیف نمیکنی، دروغ میگویی.
ساده بگویم: «موروثی» تا اینجای کار، ترسناکترین فیلمی است که A24 ساخته.



