
اقتباس سینمایی از مجموعه کتابهای محبوب هیچوقت کار آسانی نیست، بهویژه وقتی با هفت رمان قطور جی.کی. رولینگ طرف باشی که دنیایی را آجر به آجر ساخته. کارگردانهای «هری پاتر» (کریس کلمبوس، آلفونسو کوارون، مایک نیول و دیوید ییتس) اغلب کارنامه موفقی داشتند، اما یک شکست بزرگ در کارنامهشان به چشم میخورد: جینی ویزلی.
بانی رایت که نقش کوچکترین عضو خانواده موطلایی ویزلی را در هر هشت فیلم بازی کرد، با مواد خامی که در اختیار داشت بهترین بازی ممکن را ارائه داد. مشکل اینجاست که مواد خام کافی نبود. در کتابها اما، جینی یکی از باحالترین شخصیتهاست.
۱. شوخطبعی و جسارت؛ جینی کتاب در مقابل جینی فیلم
در کتاب «تالار اسرار»، جینی خجالتی است، راز وحشتناکی در سینه دارد و هری را از دور میپرستد. اما بعد از ماجرای تالار، کاملاً وارونه میشود. در کتاب «محفل ققنوس» اوست که اسم «ارتش دامبلدور» را انتخاب میکند تا وزارت سحر و جادو را عصبانی کند. وقتی هری میترسد ولدمورت او را تسخیر کرده باشد و با کسی حرف نمیزند، جینی با عصبانیت میگوید:
«خب، این یه کمی احمقانه بود. چون تو کسی رو غیر از من نمیشناسی که تسخیر ولدمورت شده باشه و من میتونم بهت بگم چه حسی داره.»
در کتاب «شاهزاده دورگه»، وقتی هری، رون و هرمیون نشستهاند، جینی میگوید: «سه تا حمله دیوانders در یک هفته، و رومیلدا وین فقط ازم میپرسه راسته که یه هیپوگریف رو سینهات خالکوبی کردی؟» (بعد اضافه میکند که گفته هانگریش هورنتیل بوده چون «مردونهتره» و شوخی میکند به رون گفته پیگمی پاف در جایی مرموز خالکوبی کرده!)
این جینی در فیلمها وجود ندارد.
۲. شیمی صفر با هری؛ عاشقانهای که هرگز شکل نگرفت
بیانصافی است اگر بگوییم بانی رایت و دنیل ردکلیف مقصر نداشتن شیمی هستند؛ این چیزها گاهی پیش میآید. اما فاجعه اینجاست که در کتابها، رابطه هری و جینی شدید و نفسگیر است.
هری در «شاهزاده دورگه» وقتی جینی را در حال بوسیدن دین توماس میبیند، احساس میکند «چیزی بزرگ و فلسدار در شکمش جان گرفته و دارد احشایش را چنگ میزند». بعد از مسابقه کوییدیچ، وقتی جینی به سوی هری میدود، این توصیف را میخوانیم:
«هری برگشت. جینی بود، به سمتش میدوید. نگاهش سخت و برافروخته بود. دستهایش را انداخت دور گردن هری و بدون فکر، بیآنکه نگران باشد پنجاه نفر دارند نگاهش میکنند، هری بوسیدش.»
هری بعداً فکر میکند این بوسه «نیمساعت طول کشید، یا شاید چندین روز آفتابی». در فیلم، بوسهشان در اتاق نیاز، بیروح و بیمخاطره از آب درآمده. کدام نسخه را ترجیح میدهید؟
۳. جینی کوییدیچباز؛ نادیدهگرفتهشده
در کتاب، هری به خاطر تنبیه از مسابقه کوییدیچ محروم میشود و جینی بهجای او دنبالکننده تیم میشود. برادرهای دوقلو در اتاق مشترک گریفیندور با تعجب میپرسند جینی از کی اینقدر خوب شده. هرمیون لو میدهد:
«از شش سالگی مخفیانه میرفته توی آلونک جاروهای باغچه و جاروهای شما را یکییکی برمیداشته موقعی که نگاه نمیکردید.»
در فیلم، جینی کوییدیچ بازی میکند اما هرگز این صحنه درخشان را نمیبینیم. بعدها در کتاب، جینی بهعنوان بازگیر حرفهای برای تیم «هولیهد هارپیها» بازی میکند و بعد خبرنگار کوییدیچ میشود. فیلم به همه اینها پشت میکند.
۴. رابطه با برادرها؛ جینی ای که کوتاه نمیآید
بزرگ شدن با شش برادر بزرگتر آدم را میسازد. وقتی رون از دست هری و جینی که همدیگر را بوسیدهاند عصبانی میشود، جینی جواب میدهد:
«فقط تویی که بهش میگی حالبههمزن، رون. چون تجربهات به اندازه یه بچه دوازده سالهست!»
در فیلم، تنها نشانی از قدرت جادویی جینی میبینیم وقتی طلسم قدرتمند «ردوکتو» را اجرا میکند و همه را به تحسین وامدارد. خبری از طلسم محبوبش «بات-بوگی هگز» نیست.
۵. جینی زندگی خودش را دارد؛ فیلم اما به او زندگی نمیدهد
هرمیون و جینی در کتابها رابطه مستقل خودشان را دارند. این هرمیون است که به جینی میگوید دست از انتظار برای هری بردارد و برود جلو. جینی در «شاهزاده دورگه» به هری اعتراف میکند:
«هرمیون گفت برو با یکی دو نفر دیگه قرار بذار، راحتتر باهات حرف بزنم، چون قبلاً وقتی تو اتاق بودی اصلاً نمیتونستم حرف بزنم. فکر کرد اگه بیشتر خودم باشم، شاید بیشتر به چشم بیام.»
این جینی ، انسانی مستقل و دارای شخصیت است، نه فقط گزینه عاشقانه هری. فیلم اما او را تا حد دختری که گهگاه بوسیده میشود پایین میآورد.
۶. صحنه جدایی؛ اوج حذف شدن
در پایان «شاهزاده دورگه» کتاب، هری به جینی میگوید باید جدا شوند تا او، رون و هرمیون به دنبال جانپیچها بروند. جینی پاسخ میدهد: «به خاطر یه دلیل ابلهانه شریف دیگست، نه؟» او میگوید اهمیتی نمیدهد ولدمورت از او بهعنوان طعمه استفاده کند، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. هری اما پافشاری میکند و جینی میپذیرد.
در فیلم «یادگاران مرگ – قسمت ۱»، قبل از عروسی بیل و فلور، جینی و هری صحنهای مبهم و ناتمام دارند که نزدیک است ببوسند و جورج وسط میپرد. این ادغام دو صحنه مختلف کتاب در یک صحنه کماثر است. در کتاب، جینی خودش ابتکار بوسه را بهدست میگیرد؛ او به هری میگوید میخواهد «هدیه تولد»ای بدهد که یادش نرود. این جینی که دارای اختیار است در فیلم گم شده.
جینی ویزلی در کتابها باحال است. اگر فقط فیلمها را دیدهای، احتمالاً این را نمیدانی.



